تبليغاتX
۩۞۩ ღ♥ღღ♥ღ.. آف های تووپ..ღ♥ღღ♥ღ۩۞۩
۩۞۩ ღ♥ღღ♥ღ.. آف های تووپ..ღ♥ღღ♥ღ۩۞۩

دگر حس شقایق را ندارم هوای قلب عاشق را ندارم از چشمان خونسرد من پیداست که مثل سابق دوستش ندارم


سلام

امروز

دوشنبه

27/3/1388

شیراز

از خیابان ملاصدرا تا چهار راه نمازی و از آنجا تا میدان ارم

همه و همه در حال شعار دادن و به قول خودشونیا (مامورای نیروی انتظامی و بسیج ) بر پا کردن آشوب بودن

نظامی ها با باتون و اسپری و دست بند و ...

غیر نظامی ها (بسیج ) با لوله پولیکا و چوب و ...(هر شئ صفت)

اطلاعاتی ها هم که در حال فیلم گرفتن بودن

از ملا صدرا داشتم می رفتم به طرف میدان ارم که یکی از رفیقام رو دیدم(میدان الم)

بعد از یک سال دیده بودمش

تازه از مجارستان اومده بود

داشتم باهاش حرف میزدم که یه مامور بی پدر مادر که هنوز خودمم نمیدونم چه کار کردم که من رو گرفته بود از راه رسید و یخه من رو گرفت و انداخت داخل اتوبوس

وقتی وارد اتوبوس شدم همه مامورین داخل اتوبوس ات کت هاشون رو کندن که نکنه من بتونم اسمشون رو بخونم

از اولین نفر شروع کردن به زدن من با باتون

نا مردای لا مذهب اصلا نگفتن چی کار کردی یا چرا اومدی تو خیابون

زدن زدن تا رسیدم آخر اتوبوس

در حال کتک خوردن بودم که یه دفعه یکیشون به حرف اومد و گفت بچه کجایی؟

گفتم اهوازیم ولی ساکن شیرازم

با لحجه غلیظ لری در اومد گفت منم بچه نورآبادم و دوباره شروع کرد به زدن

قیافش رو نگو که یادم میوفته خودمو می زنم به درو دیوار

معلوم بود از اون لرای صفر درجه بوده که تازه اومده تو شهر و عقده کرده یکی رو بزنه

فقط اون لر نبود بلکه با جرات می تونم بگم که همه اونایی که اونجا بودن لر بودن

از اون لرایی که برای پول حتی حاضر بودن آدم هم بکشن

در حال کتک خوردن بودم که یه آدم به ظاهر محترم اومد جلوم ایستاد

بقیه دست از کتک زدن کشیدن

تو دلم گفتم آخیش تموم شد

نگو این تازه اول کاره

گفت اسمت چیه؟ گفتم فلانی

گفت خونت کجاست ؟ گفتم فلان جا

گفت خوب صورتت رو بگیر

شروع کرد به سیلی زدن

در حال سیلی خوردن بودم که یه چیزی مثل شلاق همراه با دستش میومد تو صورتم ، چند تا زد و اومد پشت سرم و شروع کرد به زدن تو گردنم

دردم نمی گرفت

نمی دونم چرا

می خواستم تا می تونم لجشون و در بیارم

یارو که می خواست سیلی بزنه خودم صورتم رو می بردم جلو

خیلی ضورش گرفته بود

دست کرد اسپری فلفل و پاشید تو صورتم

چشمام رو بسته بودم

اولش سوزش نداشت

من هم برای اینکه بزارن برم مجبور شدم داد بزنم

«آآآآآآآآخ  واااااااااااااای  کشتینممممممم» و ...

آب ریختن رو صورتم و گرفتن دوباره زدنم

چشمام داشت واقعا می سوخت و من هم از ته دل داد میزدم

چند دیقه بعد گفتن صورتت رو بمال تا بهتر بشی

مالیدم و بهتر شدم

وقتی می خواستم از اتوبوس پیاده بشم از آخر اتوبوس با باتون من بدخت رو زدن تا رسیدم دم در

با لگد انداختنم بیرون

اینجا ایرانه

اینجا حکوکتش جمهوری اسلامیه

چرا ماموران ما باید عقده ای باشن

به جای اینکه به اونها تکنیک و قدرت بیان یاد بدن میان و بهشون یاد میدن که دستت رو چطوری ببری بالا و بزنی تو صورتش تا دردش بیشتر باشه

با باتون چطوری بزنی که پاش بشکنه

دستبند رو کجا ببندی که اگه خواست در بره مچش بشکنه

و ...

همه ماها فقط یه چیز میخوایم

« آزادی »

چیز زیادیه؟

به خدا نه

این عکس از کمرمه ببینید با من چه کار کردن

 

 

انصافا حقم بود؟

جرم من فقط این بود که دوستم رو بعد از یک سال دیدم و داشتم باهاش صحبت می کردم و احوالش رو

 می پرسیدم

افسوس

امیدوارم تو این چند روز رژیم رو بتونن عوض کنند

به امید روزی که آزادی به ایران باز گردد و ایران باز هم  ایران شود

ایران صلح و آرامش و حقیقت

 

88/03/26 |

نهمین دوره انتخوابات رئیس جمهوری

سلام می خوام در مورد انتخابات سال 1388 صحبت کنم دیروز جمعه یعنی روز انتخوابات بود روزی که سرنوشت یک کشور را در دست شخصی می گذاریم روزی که باید مردم این خاک و ساکنان این کشور با دستان خود برگه های انتخواباتی رو بردارن و بنویسند بنویسند که من تعهد می دهم کسی را که برای رئیس جمهوری انتخواب کرده ام می تواند کشور مرا در دستان خود بگیرد و برای آبادانی و رشد کشور تلاش بکند راستی من ساکن شیرازم چند روزی ست که شبها به خیابان می روم و از احوال و وضع جامعه خود جویا می شوم این چند روز همه خوشحال و شاداب در خیابان های شیراز تجمع می کنند و به تشویق از نماینده خود می پردازند خداوکیلی به من که خیلی خوش گذشت وقتی می دیدم مردم همه خوشحال اند روحیه می گرفتم این جا از 100% 97% با پارچه های سبز یا شاخه های پربرگ درختان در سطح شهر قدم می زنند و شادی خود را با شعارهای «یا حسین ، میر حسین» و « ریشه کن فقر و فساد میر حسین موسوی » نشان می دهند. امروز صبح ساعت 9 بیدار شدم همه داشتن در مورد تقلب و ... صحبت می کردن واقعا چرا ؟ آقای احمدی نژاد با 10000000 (10میلیون) رای بیشتر از میر حسین بر روی سکوی اول ایستاد مگه میشه آقای میر حسین موسوی با این همه طرفدار 9 میلیون رای بیاره و آقای احمدی نژاد 19 میلیون وقتی این خبر رو شنیدم شاخ در آوردم شیراز ، تهران ، اصفهان و ... همه مردم با لباس های سبز همه طرفدار میر حسین باشند و میر حسین با 10 میلیون اختلاف در سکوی دوم بشیند طرفدارهای آقای احمدی نژاد می گفتن : جرات داره ، مگه ندیدید چطوری پته ی رفسنجانی رو ریخت رو آب؟ ، مگه ندیدید چطوری بی سواد بودن زن میر حسین رو ثابت کرد؟ نه به نظر من این درست نیست من خیلی دوست دارم ببینم آقای احمدی نژاد واقعا سر حرفش می مونه و جلوی آقای رفسنجانی رو میگیره؟ مگه نمی گید جرات داره ، خوب باشه ببینیم جرات داره با آقای رفسنجانی بجنگه؟ زن آقای میر حسین موسوی به نظر من زن فهمیده و با شعور و با سوادیه من با شنیدن حرف آقای احمدی نژاد که گفتند :«من نمی دونم چرا آقای موسوی و رضایی و کروبی دارن تبلیغ می کنند . چهار سال بعدی باز هم منم» به این نتیجه رسیدم که دوره رئیس جمهوری 8 ساله است نه 4 ساله. این نظر من بود نظر شما چیه؟ به نظر شما تقلب نشده؟ به نظر شما آقای احمدی نژاد با رای مستقیم مردم رئیس جمهور شد؟ من که فکر نمی کنم حتما نظر خودتون رو بهم بگید چون برام مهمه. این هم آخرین آرای دهمین دوره رئیس جمهوری اصلا با عقل جور در نمی یاد 24527516 محمود احمدی نژاد 13216411 میر حسین موسوی خامنه 678024محسن رضایی 333650مهدی کروبی

88/03/26 |



زندگی چیست؟

زندگی زیباست آن را ستایش کن.

زندگی شادمانیست آن را امتحان کن.

زندگی رویاست آن را درک کن.

زندگی مبارزه است با آن روبرو شو.

زندگی وظیفه است آن را انجام بده.

زندگی بازیست، آن را بازی کن.

زندگی عهد و پیمان است به آن وفا کن.

زندگی اندوه است بر آن غالب شو.

زندگی آواز است آن را زمزمه کن.

زندگی تلاش است آن را بر عهده گیر.

زندگی تراژدی است با آن مواجه شو.

زندگی حادثه است، حادثه جوباش.

زندگی شانس است آن را جستجو کن.

زندگی، زندگیست بخاطرش زندگی کن

من از گذشته ي خفته ي خود مي ترسم من از پرکشيدن حال مي ترسم من از فراموش شدن مي ترسم ترس از اين که بيدار شوم و تو نباشی

kevin_ali_20@yahoo.com

هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آبان 1385
مهر 1385


Designed By setareha.net