۩۞۩ ღ♥ღღ♥ღ.. آف های تووپ..ღ♥ღღ♥ღ۩۞۩
دگر حس شقایق را ندارم هوای قلب عاشق را ندارم از چشمان خونسرد من پیداست که مثل سابق دوستش ندارم
تست فيزيک کنکور آزمايشي در اردبيل*سرعت نور چقدر است؟ 1)بد نيست!2) خوب است! 3)شما خوبي؟ 4)چه خبرا؟ فيلمها:كون پاره (جنگي) 4-تنها كون كافي نيست(عشقي) 5- کوون خور (ترسناک) 6- کون برهنه (سکسي) 7- شهر کونها (مستند) 8- رد کون (پليسي) 9- پسري با کون بي سوراخ (تخيلي) 10- عجب کوني داري پسرم (خانوادگي) 11- به خاطر يه لپ کون (وسترن) 12-خاله كوني (كودكان) 13-كون قرمزي (كارتون) 14-هزار كون نكرده(اجتماعي) 15كونِ سوخته (سياسي) 16-كونهاي آلوده (علمي) 17-كونيها به بهشت نمي روند (مذهبي ميدوني شباهت ابگوشت با اتوبوس چيه ؟ تو هر دو گوشتها ته واي ميستن ! *** علت اصلي همه رنجها در مغز، طريقه فكر كردن آدمي است.( ديل كارنگي فيلسوف لر :دايره زندگي مثل مستطيل 3 ضلع دارد : عشق و محبت ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد! نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو که اداره کن اگر براي 25 نفر دعاي حضرت يونس را بفرستي همين امشب خبر خوشي را ميشنوي( لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمي ) خواهشن کوتاهي نکن انجام بده..... امتحانش مجاني هستش زندگی اجبار است، مرگ انتظار است، عشق يك بار است، جدايی دشوار است، ياد تو تكرار است بزرگترین اشتباه ساده به تو دل بستم.. ساده با تو ماندم.. ساده از تو گذشتم.. و به همين سادگی تو شدی بزرگترين اشتباهِ من....!! هفت قانون شاد بودن: 1_هرگز متنفر نشو. 2_نگران نشو. 3_ساده زندگي كن. 4_كم را قبول كن. 5_زياد بد است. 6_هميشه بخند. 7_يه دوست خوب مثل من داشته باش معلم همچون شمعي است که مي سوزد و هوا را آلوده مي کند بياييد معلم ها را گاز سوز کنيم عربه نامزدش مي گوزه از خنده سكته ميكنه , تو اعلاميه اش مي نويسن بادي وزيد گلي پرپر شد از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است به چشمان خود هم غمت را مگو که ميگريد و سر نگه دار نيست . نردبان اين جهان ما ومنيست عاقبت اين نردبان افتادنيست لاجرم آن كس كه بالاتر نشست استخوانش سختر خواهد شكست ولتر:شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد احمقانه است که بخواهي از اشتباهات ديگران در امان باشي . چنين کاري غير ممکن است . فقط سعي کن از اشتباهات خودت در امان باشي همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني چطور ازت بگذرم؟. اخم نکنيد هرگز نمي دانيد چه کسي ممکن است با يک تبسم عاشقتان شود . دل آدمي بزرگتر از اين زندگي است و اين، راز تنهايي اوست هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : ۱- شاد بودن بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري... هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري... هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداريغم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي شادي کن تا غم بيدار نشود شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد .اما کسي را که با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد از برج مراقبت مزاحمتون مي شم.اگه تو قلبتون جا هست اجازه فرود مي خواستم. اجازه هست؟ *به مرده میگن با توله سگ جمله بساز میگه توته سگ ضرب در عرض سگ میشه مساحت سگ پیرهزنه میگن چرا همه دندون هاتو کشیدی فقط یکیشو گذاشتی میگه ننه میخوام با اون چادرم رو بگیرم اگه يه کلاغ تو آسمون تخم کرد وتخمش نيوفتاد پايين چه اتفاقي افتاده؟؟؟؟؟ کلاغه شورت پاش بوده انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نميكنن می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب می زنن؟چون بعدا هرچی دید صداش در نیاد نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي، هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم سفرم به عمق چشمهات هجرت غريب و عاشقانه بود سفر غريبي داشتم توي اون چشم سياهت سفري که برنگشتم گم شدم توي نگاهت يه دل ساده ساده کولهبار سفرم بود چشم تو مثل يه سايه همه جا همسفرم بود من همون لحظه اول آخر راه رو ميديدم طپش عشق رو تو رگهام عاشقونه ميشينيدم واي اگر همسفر بعد از اين در سفر بي تو من تنها باشم هر که رفت پاره ای از دل ما را با خود برد ... اما او که با ماست او که نرفته است از او بپرسید که چه می کند با دل ما !؟ ... گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه اگه دستم بگيري از غرورت کم نميشه ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده ميز د از دل تو تا دل من
