|
هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني اگه نگات کرد عاشقه، اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره اگه سرشو انداخت و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره…
سعی نکن زندگی را درک کنی ……………..آن را زندگی کن
اگر منو تو دو برگ بودیم ….هنگام خزان زودتر از تو میشکستم و میافتادم . تا زمانی که تو می افتی در آغوشت بگیرم
پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن. بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد. پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ، شبا از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدن … يهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!! پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم
علم ثابت کرده که شکر در آب حل میشه .پس هیچ وقت زیر بارون نرو چون شیرینترین دوستمو از دست میدم.
یه روز یه نفر از کنار یه عرب می گذشت دید عربه داشت به الاغش میگفت اکل الاغه علف می خورد میگفت اشرب آب می خورد یارو تعجب کرد وگفت ماعرب خر زیاد دیده بودیم اما خر عرب ندیده بودیم
یه روز یه ترک یه الاغ میبینه شروع می کنه دست به سر وروی خودش ازش می پرسند چرا اینطوری می کنی می گه من همیشه جلوی آیینه خودم مرتب می کنم
اصفهانی قرص اکس می خوره پول دو نفر را حساب می کته تو تاکسی
ترکه کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده
يه شيخه بالاي منبر نشسته بود يك زن میاد و به اون میگه حاجاقا من بامانتو تو خونه میگردم شیخ گفت آفرین کلید بهشت را به او بدهید دومی آمد و گفت حاجاقا اینکه چیزی نیست من با چادر تو خونه می گردم گفت آفرین کلید بهشت را به او بدهید سومی آمد و گفت که حاجاقا من با رکابی تو خونه میگردم گفت خوب باشه کلید خونه این را هم به من بدهید
غضنفر به تاكسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن . غضنفر ميپرسه واسه چمدونام چند ميگيري؟راننده ميگه هيچي. غضنفر ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم…
|