۩۞۩ ღ♥ღღ♥ღ.. آف های تووپ..ღ♥ღღ♥ღ۩۞۩
دگر حس شقایق را ندارم هوای قلب عاشق را ندارم از چشمان خونسرد من پیداست که مثل سابق دوستش ندارم
وقتی که توقع دوست داشته شدن ما کمتر و عشق ورزیدن ما بیشتر باشد ، راز عشق بشری بر ما آشکار می گردد اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري ............................................. تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند . * اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد. * به عشق خود وفادارباشيد،تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد . * از تمام وجود عاشق شويد اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکنيد قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکنيد ............................................. وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه ............................................. تو خر گاو الاغ سگ برای فروش سراغ داری زندگي يعني اينكه همينطور عاشق بموني بعد هم بميري ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش… ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش… ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش… چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟ سعی نکن زندگی را درک کنی ……………..آن را زندگی کن اگر منو تو دو برگ بودیم ….هنگام خزان زودتر از تو میشکستم و میافتادم . تا زمانی که تو می افتی در آغوشت بگیرم پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن. بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد. پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ، شبا از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدن … يهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!! پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم علم ثابت کرده که شکر در آب حل میشه .پس هیچ وقت زیر بارون نرو چون شیرینترین دوستمو از دست میدم ترکه کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده شيخه بالاي منبر نشسته بود يك زن میاد و به اون میگه حاجاقا من بامانتو تو خونه میگردم شیخ گفت آفرین کلید بهشت را به او بدهید دومی آمد و گفت حاجاقا اینکه چیزی نیست من با چادر تو خونه می گردم گفت آفرین کلید بهشت را به او بدهید سومی آمد و گفت که حاجاقا من با رکابی تو خونه میگردم گفت خوب باشه کلید خونه این را هم به من بدهید غضنفر به تاكسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن . غضنفر ميپرسه واسه چمدونام چند ميگيري؟راننده ميگه هيچي. غضنفر ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه به غضنفر مي گن اذون بگو: مي گه همه چيز با يک نگاه شروع شد. اين هم از معايب شهرت بيش از حد: علي دايي ميره اردبيل نون بگيره، چادر سرش ميكنه اونو نشناسن تو صف خودشو ميچسبونه به يه خانم تپل خانومه ميگه علي ول كن منم رضازاده . هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز غضنفر! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه. سعی نکن زندگی را درک کنی ……………..آن را زندگی کن اگر منو تو دو برگ بودیم ….هنگام خزان زودتر از تو میشکستم و میافتادم . تا زمانی که تو می افتی در آغوشت بگیرم پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن. بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد. پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ، شبا از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدن … يهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!! پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم علم ثابت کرده که شکر در آب حل میشه .پس هیچ وقت زیر بارون نرو چون شیرینترین دوستمو از دست میدم. یه روز یه نفر از کنار یه عرب می گذشت دید عربه داشت به الاغش میگفت اکل الاغه علف می خورد میگفت اشرب آب می خورد یارو تعجب کرد وگفت ماعرب خر زیاد دیده بودیم اما خر عرب ندیده بودیم یه روز یه ترک یه الاغ میبینه شروع می کنه دست به سر وروی خودش ازش می پرسند چرا اینطوری می کنی می گه من همیشه جلوی آیینه خودم مرتب می کنم اصفهانی قرص اکس می خوره پول دو نفر را حساب می کته تو تاکسی ترکه کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده يه شيخه بالاي منبر نشسته بود يك زن میاد و به اون میگه حاجاقا من بامانتو تو خونه میگردم شیخ گفت آفرین کلید بهشت را به او بدهید دومی آمد و گفت حاجاقا اینکه چیزی نیست من با چادر تو خونه می گردم گفت آفرین کلید بهشت را به او بدهید سومی آمد و گفت که حاجاقا من با رکابی تو خونه میگردم گفت خوب باشه کلید خونه این را هم به من بدهید غضنفر به تاكسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن . غضنفر ميپرسه واسه چمدونام چند ميگيري؟راننده ميگه هيچي. غضنفر ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم… يه روز مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه: تو مامان داري؟ ميگه نه! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟ يه دکتري رفته بوده يكي از دهات و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو ياد مي داده. اتفاقأ همون موقع يه گربه اي داشته...ونشو مي ليسيده و خودشو تميز مي كرده. جناب دكتروسط سخنراني ميگه: مثلأ نگاه كنيد، حتي اين گربه كه حيوونه و عقلش نمي رسه هم داره خودشو تميز مي كنه. يهو يكي از دهاتيها از وسط جمع بلند مي شه ميگه: آقاي دكتر، نه فكركني عقلمان نمي رسد ها، زبانمان نمي رسد يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه: که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين غضنفر چربي داشته ميره دکتر، دکتر بهش ميگه روزي ? کيلومتر بايد بدوي... بعد از چند روز غضنفر زنگ ميزنه به دکتر ميگه: رسيدم لب مرز، چيکار يه روز مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه: تو مامان داري؟ ميگه نه! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟ يه دکتري رفته بوده يكي از دهات و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو ياد مي داده. اتفاقأ همون موقع يه گربه اي داشته...ونشو مي ليسيده و خودشو تميز مي كرده. جناب دكتروسط سخنراني ميگه: مثلأ نگاه كنيد، حتي اين گربه كه حيوونه و عقلش نمي رسه هم داره خودشو تميز مي كنه. يهو يكي از دهاتيها از وسط جمع بلند مي شه ميگه: آقاي دكتر، نه فكركني عقلمان نمي رسد ها، زبانمان نمي رسد. غضنفر كولر خونشون خراب ميشه به زنش ميگه چند دفعه گفتم 5 نفري جلوي اين نشينيد غضنفر داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش مي گن چرا دنده عقب ميري مي گه اخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد مي گن الان چرا دنده عقب مي ياي مي گه آخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه: که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين!
![]()
![]()
![]()










);)))
